دگرگون

خرید بک لینک
از شرایطی که توش درگیرم داره حالم بهم میخوره

لفظ تهوع میتونه بهترین توصیف باشه برای روزگاری که دچارشم

زندگیمو میمیرم . اون یه ذره زوری که برای فرق داشتن زدم همش به باد هوا رفته . من معمولی شدم . باز هم . معمولی تر حتی

اینکه اینجا کسی نیست تا متوجه شه من چه اندازه بدم و چه اندازه میتونم کثافت باشم .. چه اندازه اون چیزی که میبینه نیستم داره داغونم میکنه

اینا چسناله نیست . اینا چیزاییه که نمیذاره من زندگی کنم

همه چی از دو راهی برام تبدیل شده به n راهی هایی که مثل همن .. باهم مو نمیزنن و منو انقدر اذیت میکنن که من فراموششون میکنم و مدام فرار رو بر انتخاب ترجیح میدم

از فرار کردن خسته شدم . من باورم نمیشه باید چند سال اینجا ادامه بدم

من آمادگی روبرویی با خانوادمو ندارم .آماده ی عشق ورزیدن

به نظرم دلتنگی و عشق در من وجود نداره .. تنها چیزی که هست گریست

اگر شادم گریه میکنم و اگر غمگین گریه میکنم

تهوعه . تنها چیزی که علاوه بر گریه ثابته تهوعه

باور کن دروغ میگم چرا نمیفهمی که دلتنگ نیستم . وقتی تو این مدت تا حالا زنگ نزدم یعنی دروغ میگم

کسی اما دروغ هم میگه . همه دروغ میگن . آدمها حتی نزدیکتر هاشون نمیتونن برا هفته دوم تحملت کنن و بهت زنگ میزنن میگن نیا

هم تو ازشون بدت میاد هم اونا

زشت...

ما را در سایت زشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 137 تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 4:36

صفحه بندی