Cuatro vientos - danit

خرید بک لینک
ازاینکه خیلی دیر به دیر چیزی اینجا مینویسم از خودم خجالت میکشم

جوری خود را غرق در زندگی ای که تعریف چندانی ندارد کرده ام که یادم میرود اینجا کسی منتظر درد های من است . منتظر است به او بفهمانم هنوز هم طبیب خوبیست

در اینجا که منم اکنون باد ملایمی میوزد

آرزویم یکبار دیگر مردن است . اینبار اما قول میدهم بمیرم

مرگ در گردآب نبودن . قول میدهم مقاومت نکنم و انگشت سبابه دست راستم را تکان ندهم

در اینجا که منم اکنون همه چیز فرق کرده است . میتوانم پاکت سیگارم را تمام کنم و غصه ی پیدا نکردن کسی شبیه به خودم هر لحظه بیشتر مرا میکشد

آدمی درگیر روزمرگی شود اما درگیر بحث های پوچ دختران و پسران ناقص العقل نشود . نانش در آب نادانان پرمدعا خیس نشود و میخچه اش درد نکند :))

خوب است که کسی نگرانم نیست . خوب است که همه چیز خوب است ( اینطور به نظر می آید) خوب است که انسان ها در پس تنهاییشان مرا میابند و خوب است که شام و نهار نمیخورم

اما تنهایی .. بیشتر از غربت آن را حس میکنم

بیشتر از محیط به درد نخور . بیشتر از نگاه های زشت

فراموش کردنم را فراموش کرده ام و بیشتر از هر چیزی به دنبال چیزی هستم که آن را نخواهم یافت

مسیر اصلی ای ندارم و در فرعی ها چند روز یک بار میخوابم

پاهایم دراز هستند . دراز تر از رفتن زیر صندلی . دراز تر از بیرون آمدن از میز

کاش کسی که میزند بر شانه ام بداند آنچنان که فکر میکند برایم مهم نیست

کاش

زشت...

ما را در سایت زشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 92 تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 4:36

صفحه بندی