چرت و پرت

خرید بک لینک
شام بدی خوردم . محسن میگوید ای دل دگر گولم نزن . مهدی صدایم میزند میگویم جانم . گریه کرده ام . بینی ام گرفته و نمیتوانپ نفس بکشم . باد شدید می آید . راستی از حمام آمده ام و در حیاط نشسته ام . کسی دستش را روی شانه ام گذاشت و به گمانم زیاد وجود نداشت . گربه ها نیستند . روباه نیست من تا الان روباه را ندیده ام . غمگینم . بیخودم . دنبال چیزی هستم اما فقط میتوانم گریه کنم . کسی از دور مرا نشان میدهد و میگوید دیوانه است . کسی را نتواتستم نگه دارم . همه را از دست دادم . غروری ندارم . کسی را نمیشناسم . صرفا برای گذراندن رورهای عمرم لاس میزنم . لاس خشک. از صدای خنده اش هم به وجد می آیم . خاطرم نیست چقدر امروز طولانی بود اما هر چه بیشتر میگذرد و بیشتر پاییز میبینم همهوچیز محو تر میشود . شاعری را ندارم تا شعر هایش را بخوانم و گریع کنم . گریه نمیکنم میخواهم گریه کنم . سردم است . با اینکه . نمیدانم i go away شروع میشود . من رفته ام و کسی نبودم را حس نمیکند . کاملا از فاصله ی 600 کیلومتری دلتنگی کسی را حس نمیکنم . انها تنها زنگ میزنند تا خبری بگیرند تا وظیفه شان را انجام دهند . مطمئنم دلتنگی و ابراز آن وظیفه نیست اما انگار ابراز دلتنگی آنان وظیفه است پس یا آنها وظیفه ای ندارند یا نمیدانند که دلتگ نیستند اما من کسی نبودم که اطمینان داشته باشم کسی دلش برای من تنگ میشود . جواد میگفت خیلی مزخرفم من او راهم نتوانستم نگه دادم او یک مزخرف تر از من بود و من اورا هم نتوانسنم راضی نگه دارم . همه میگویند مهم نیس چه کسی راضیست چه کسی نه اما من میدامنم همین حرف هم برای راضی نگه داشتن عده ایست . عاطفه لیلا سپیده ارمغان نیستند . کجا رفته اند نمیدانم فردا به کندوان نمیروم . روی تخت درازمیکشم تا جمعه شود . جمعه را هم به موزه نمیروم . روی تخت دراز میکشم تا شنبه شود اما من تنهایم .

سرد است

معده ام درد میکند

زشت...

ما را در سایت زشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 4:36

صفحه بندی