خیلی یکهویی بزرگ شده ام. دو روزه .هیچ اتفاق خاصی نیفتاد . نه کسی مُرده نه کسی رفته نه کسی آمده نه جایی چیزی شده هیچ چیز . همه چیز همان چیزهای 18 سال پیش است. یکهوییست چون هیچی نشده و اتفاق افتاده.
خودم را ته راهی دیده ام که میخواهم چیز جدیدی از آن دربیاورم . همه چیز به طرز مشکوکی برایم ساده شده . راحت حل میشود . حرف هایم راحت زده میشود . حرف های مهمی که این دو روز زده ام . خیلی راحت زده ام . حرفهای چند ماه و چند سال بود . و من راحت بودم
راحت بزرگ شدم . خیلی راحت . ساده و بدون تشریفات دوران خیلی چیزهارا گذرانده ام و اماده ام برای بینهایت چیز . چیز .چیز دیگر .
-10 دقیقه بعد-
الان که فکر میکنم میفهمم آماده تشکیل خانواده نیز هستم . دلم گریه در بغل کسی نمیخواهد . آماده قطع کردن تمام گریه ها هستم . خندیدن با نقاب و بدون نقاب . آماده ام برای تعویض های صدم ثانیه ای نقاب هایم . غم و شادی مرزی ندارد برایم . واقعا میگویم . هیچ مرزی نیست . همه چیز را مخلوط کرده ام و با قاشق دارم همش میزنم . خوش مزه نه بدمزه هم نه . تازه مزه است . خیلی مزه ی جالبی دارد . مثل اولین باری که سوپ شیر خوردم ( من یکهویی پارسال عاشق سوپ شیر شدم )
خوب است . دارم به جاهای خوبی میرسم . دوبار ابراز علاقه کردم . و گفتم میتواند 24 ساعت فکر کند بعد اطلاع دهد . اخلاق گندش را به رویش آوردم و دیدم که ضعیف شد
ضعیف شدن دیگران چقدر الان برایم لذت بخش است .
دو روز است که ناگهانی دلم میخواهد پولدار شوم . و چند نفری را جلوی پایم زانو زده ببینم
دو روز است که بعد از 18 سال احساس غرور میکنم . بدون اینکه چیزی تغییری کرده باشد به شدت احساس غرور میکنم و میتوانم حتی شروع کنم الان . شروع کنم به اندامی کردن بدنم . به یاد گرفتن سازم . به حرفه ای گوش دادن آلبوم های خاک خورده ی هاردم . به اظهار نظر در زمینه های سیاسی دوستانم . به حذف کردن کوچکترین رابطه ها.
خودم را تحقیر نمیکنم . این بزرگترین دستاوردم است . دو روز است به خودم بابت تمام تصمیم های درست و غلط زندگیم از خودم تشکر میکنم . به خودم افتخار میکنم بدون هیچ فیلتری !! این عجیب ترینشان است و من حس میکنم
" بزرگ شده ام "
میتوانم آهنگ های شادتری را گوش دهم . این هم جالب است
خوب است . خوشم می آید . خیلی خوشم می آید .
پ.ن : تخمم نیست که هیچ چیزی درین دنیا نیستم و چیز خاصی بلد نیستم . همانطور که دیگران تخمشان نیست . چون این اتاق بینهایت ذهن من الان دارای پادشاه شده و پادشاهش منم .و مهم نیست مثل 7 میلیارد احمق دیگر دارم از هیچ بودن خودم لذت میبرم . لذت میبرم . ملس است . لذت بردن ملس است
زشت...ما را در سایت زشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 171